+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت
11:1 |
+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت
11:1 |
روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان. + نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت
13:17 |
زندگی ماننند یک سلف سرویس است . هیچکس چیزی را به شما نمی دهد . شما نمی توانید سر میز بنشینید و انتظار داشته باشید دیگران به شما خدمت کنند . باید بلند شوید و قبول مسئولیت کنید و به خودتان خدمت کنید .
+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت
7:43 |
+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت
10:28 |
+ نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت
7:30 |
|
|